امروز: چهارشنبه 01 آذر 1396 برابر با 22 نوامبر 2017

رانتیر در ایران/نفت با کارکردی ضد توسعه

مهدی علی نژاد

1- بررسی و تحلیل و ساخت درایران ، به جهت نقش چشم گیر نفت، به عنوان پارامتر مستقل، در تاریخ معاصر ایران، از موضوع های مطرح شده در حوزه اقتصاد و سیاست بوده است. در دوران شکوفایی این صنعت، استقلال حکومت از جامعه را شاهد بوده ایم و مفهوم توسعه در چنبره ی بهره برداری ابزاری حکومت از نفت برای بدست اوردن مشروعیت و افزایش اقتدارش قرار گرفته است
قرار گرفتن نفت به عنوان رانتی قدرتمند در اختیار حکومت رانتیر، کارکرد ضد توسعه ای نفت در ایران و کار افتادن آن در راه افزایش اقتدار و مشروعیت حکومت را موجب شده است


رانت

رانت در امدی است که بدون تلاش به دست آید و در برابر مفاهیمی چون مزد و سود به کار می رود اما بار منفی آن در متون اقتصاد سیاسی به جهت شیوه بهره گیری دولت ها از درامدهای نفتی بوده، که به بدنامی ان انجامیده است. بی شک پرداختن به این موضوع که چه می شد این درامدهای هنگفت به جای کار افتادن برای نگهداشت سلطه ی حکومت بر جامعه، در راه توسعه به کار گرفته می شد، برداشت ما از مفهوم رانت را دگرگون خواهد ساخت.

ویژگی های حکومت رانتیر


هرکشور که 42% یا بیشتر در امد کلش از رانت بیرونی باشد
این رانت ها از بیرون کشور به دست اید و به سخن دیگر، هیچ گونه پیوندی با فرایندهای تولیدی در اقتصاد داخلی کشور نداشته باشد
در یک حکومت رانتیر تنها درصد اندکی از نیروی کار درگیر تولید رانت و بزرگترین بخش جامعه دریافت کننده یا توزیع کننده رانت است

به عقیده ببلاوی و لوسیانی در کتاب "دولت رانتیر" حکومت رانتیر دریافت کننده اصلی رانت بیرونی و نیز دارنده نقش اصلی در هزینه کرد است. بنابراین، حکومت رانتیر از یک سو کمترین وابستگی به جامعه و کارکرد اقتصاد داخلی را دارد و از سوی دیگر به هر طریق که بخواهد، رانت در دسترس را مصرف و توزیع می کند. حکومت رانتیر در میان هدف های خویش میتواند توسعه را بگنجاند، اما در بیشتر موارد چنین نمی شود چرا که توسعه، پیش شرط پایایی حکومت رانتیر نیست. پس می توان نتیجه گرفت چون حکومت رانتیر وابستگی مالی به جامعه و بویژه به کارکرد اقتصادداخلی ندارد، کوشش در راه بهسازی اقتصاد کشور برای ان اختیاری است و ضرورت حیاتی ندارد.
بهره گیری از رانت برای بدست اوردن مشروعیت، از برترین و نخستین هدف های حکومت هاست. در سایه بکار افتادن درامد بدست امده از رانت در راستای رفاه شهروندان و جلب همکاری نخبگان و گروه های غیر حاکم، چه بسا حکومت چهره مطلوب و جذاب به خود گیرد. در اینجا، افراد مورد نظر حکومت به شیوه های گوناگون مثل بستن قراردادهای پرسود، سمت های بلندپایه، وام های بی بهره و... پشتیبانی می شوند. در هر حالت چه رانت برای رفاه شهروندان بکار گرفته شود چه برای پشتیبانی از گروه های ویژه، هدف نگهداشت سلطه و بدست اوردن مشروعیت است و همین، زمینه ی چالش با قدرت حکومت را از بین می برد
حکومت های رانتیر در سیاست و حکومت از شیوه ای پیروی می کنند که ان را رانتیریسم میخوانند. این شیوه دو ویژگی دارد: نخست اینکه رانت را نخبگان حاکم کنترل می کنند و دوم اینکه نخبگان حاکم از این رانت برای جلب همکاری و کنترل جامعه بهره می گیرند تا ثبات سیاسی حکومت را حفظ کنند

جامعه ی رانت جو

در کشورهای نفتی، بخش چشم گیری از ثروت موجود به گونه ی متمرکز در چرخه تصمیم گیری، میان شماری اندک از سیاستمداران و بروکرات ها توزیع می شود.اثرگذاری بر توزیع درامدهای نفتی در بروکراسی دولتی گزینه جذابی برای گروه های ویژه است تا با به کار گرفتن توجیهات اجتماعی، فساد سیاسی و ... بخشی از درامدهای نفت را به سوی خود منحرف کنند. هرچه سازوکار بودجه ای در کشورهای نفتی اشفته تر و حقوق شهروندان نسبت به درامد نفت مبهم تر باشد، سهم خواهی گروه گروههای سیاسی نیرومند از نفت بیشتر خواهد بود
هنگامی که رانت جویی در سنجش با کارافرینی جذابیت بیشتری داشته باشد و ساختارهای انگیزشی، سهم خواهی از ثروت نفت را در برابر کوشش برای ایجاد ثروت غیرنفتی تشویق کند، توانمندی ها و مهارت های شهروندان نیز در همین راستا شکل می گیرد و کارافرینی کشش اقتصادی-اجتماعی خود را از دست می دهد


در سایه توزیع درامد نفت در درون دیوانسالاری حکومتی، در دوران رونق، نهادهایی پدید می ایند که در دوران افت بهای نفت برچیده نمی شوند. سازمان های عریض و طویل حکومتی که مجرای توزیع یا هزینه شدن ثروت نفت هستند، پروژه های سرمایه گذاری بلندپروازانه که فقط در هنگام اوج گیری بهای نفت میتوان از انها دفاع کرد، یارانه های سخاوتمندانه حکومت به مصرف برخی از کالاها با عنوان پشتیبانی از اقشار کم درامد، یارانه های تولیدی که به شرکت های دولتی و شبه دولتی پرداخت میشود، طرح های رفاهی برای بهبود وضع گروه های میانی و پردرامد شهری و ... از ان جمله است

وابستگی یا استقلال حکومت از جامعه

شهروندان همچنان که با رای خود به حکومت قدرت سیاسی میبخشند، با پرداخت مالیات هم به وی قدرت اقتصادی می دهند. با اینکه پرداخت مالیات اجباری است اما نرخ های ان با توجه به برنامه های حکومت تعیین میشود و حکومت برای افزایش ان باید به مردم توضیح داده انها را اقناع نماید. بنابراین نظام تامین مالی حکومت از راه مالیات، حکمرانان را ملزم به پاسخگویی در برابر کارکرد مالی خود می کند.
اما در کشورهای نفتی، رابطه ی مالی دوسویه حکومت و مردم که از راه سیستم مالیاتی برقرار می شود، از میان می رود و حکومت با تامین مالی خود از فروش نفت، مانعی در راه افزایش هزینه ها نداشته و الزامی برای پاسخگویی به کارکردهای خود نمی بیند که خود از عوامل اصلی گسترش فساد در اقتصادهای نفتی است

نفت و قدرت در ایران

به گفته کاتوزیان در کتاب "تضاد دولت و ملت" ؛ در ایران بر خلاف جوامع اروپایی، مرزهای قدرت حکومت را نه قانون و قرارداد و عرف، بلکه اندازه خود قدرت تعیین می کند. بی قانونی به معنای نبود قواعد اجرایی نبوده برعکس بدین معناست که حکومت می تواند خود سرانه و بسته به اراده و میزان قدرت مادی خود، قانون گذاری یا قانون شکنی کند. این الگو در سراسر تاریخ ایران سایه افکن بوده است. الگوی رابطه قدرت سنتی در ایران، استوار بر فرماندهی از بالا و فرمان بری از پایین و سخت درامیخته با مفاهیم اسطوره ای و مذهبی بوده است. این پندار که رابطه ای بین فرمانروا و خداوند وجود دارد، چنان مشروعیتی به قدرت سیاسی می بخشد که هرگونه رقابت در زندگی سیاسی غیرحقانی شمرده می شود
در این میان یک عامل نیرومند اقتصادی بنام نفت هم در راستای تقویت حکومت وارد میدان شده است و بر سیطره ی این نهاد بر نهاد جامعه افزوده است. در دوران معاصر به برکت درامد هنگفت نفت و تقلیدهای ناقص از اروپا، نهادها، کالاها و خدمات جدیدی بوجود امدند اما رابطه ی حکومت و جامعه کمابیش به همان گونه که بود باقی ماند
در انقلاب های ایران طبقات ممتاز یا از انقلاب پشتیبانی کرده اند یا بیطرف مانده اند. از این رو در ایران همواره نه طبقات اجتماعی، که حکومت اصل شناخته شده است و طبقات اجتماعی هرچه بلندپایه تر هستند به حکومت وابسته تر هستند. امتیازات طبقات اجتماعی به کار توسعه بلند مدت نمی آید و روند انباشت بلندمدت را مختل می سازد
برایند این وضع در جریان انقلاب های ایران بود که نه مانند جوامع اروپایی، قیام طبقات محروم بر طبقات ممتاز، که قیام مردم بر علیه حاکمانی بوده است که جز اراده و خواست خویش بر هیچ قانون و قواعدی پایبند نبودند. و جامعه آنان را بیدادگر میدانست
کاهش درامدهای نفتی، به چرخش حکومت به سوی جامعه می انجامد، زیرا حکومت مجبور به تامین مالی از طریق مالیات و مشارکت در طرح های اقتصادی شهروندان خواهد بود که خود اغازی است بر دموکراتیزاسیون. در سراسر تاریخ نفت ایران ثابت شده است که همزمان با کاهش درامدهای نفتی، حکومت ها کوشیده اند که بازیگری جامعه در اقتصاد را بپذیرند و این رویکرد پیامدهایی بس خطرناک برای آنها داشته است.زیرا دیگر تنها سرمایه بخش غیر دولتی مطرح نبوده که سخن از فضای باز سیاسی، راه یافتن نهادهای برخاسته از بطن جامعه به بدنه حاکمیت و بکار افتادن ابزارهای کنترل حکومت از سوی گروه های سیاسی، پارلمان، رسانه ها،تامین کنندگان هزینه های حکومت و نخبگان دانشگاهی-علمی به میان امده است. بی گمان مشارکت بخش غیردولتی هر چند در کوتاه مدت تنها جنبه اقتصادی دارد اما در دراز مدت پیامدهای سیاسی خواهد داشت و این بخش خواهان امتیازات سیاسی از حکومت خواهد بود. اگر حکومت در انجام دادن وظایف و تامین هزینه هایش متکی به مالیات شهروندان باشد، ناگزیر هم پاسخگو خواهد بود. چیزی که با سرشت حکومت در ایران سازگاری چندانی ندارد


نتیجه

یافته ها از بررسی پیوند نفت و قدرت در ایران نشان می دهد نفت همواره به عنوان ابزاری در دست حکومت برای افزایش مشروعیت مادی در حیطه ملی و بین المللی بوده است در حالی که جامعه به عنوان مالک اصلی ان، بهره چندانی از ان نبرده است. حتی میتوان گفت نفت با کارکردی ضد توسعه، روحیه کار و تلاش را در جامعه نابود کرده و جامعه ای رانت جو و حکومت رانتی بوجود اورده است.


منابع:
تضاد دولت و ملت/کاتوزیان
دولت،نفت و توسعه اقتصادی در ایران/حاج یوسفی
نشریه اطلاعات سیاسی- اقتصادی/شماره های 259و260

خواندن 118 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(9 رای‌ها)
منتشرشده در مقالات
خواندن کد خبر: 1058

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

آخرین اخبار

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پر بازدید

بوفه کتاب

Have no items! Please recheck module config!