امروز: دوشنبه 02 مرداد 1396 برابر با 24 جولای 2017

مقالات

مقالات (41)

مقالات روز با موضوعات مختلف در این مجموعه قرار می گیرند.

پنج شنبه, 29 تیر 1396

 

گناوه امروز ؛  در خصوص صورتجلسه ای که با حضور نماینده، فرماندار و مدیر مجتمع گاز به امضا رسیده است . محسن صدیق متن کوتاهی را خطاب به سکینه الماسی به شرح زیر نوشته اند

سه شنبه, 27 تیر 1396

گناوه امروز - نگاه ما در کشور به مقوله مدیریت نگاهی حرفه ای نیست و مطمئنا از دل این نگاه سازندگی و پیشرفت بیرون نمی آید. ما هنوز نتوانسته ایم بین آدمهای خوب و مدیران خوب تفاوت قائل شویم

.

به گزارش گناوه امروز - عبدالکريم پهلواني در يادداشتي به دغدغه هاي مربوط به چينش کابينه دولت دوازدهم پرداخته است: «به جرات ميتوان گفت به همان اندازه که براي انتخاب شدن دوباره روحاني دلشوره داشتيم اکنون به همان اندازه نگران چيدمان و ترکيب تيم دولت جديدشان هستيم. در دولت يازدهم شاهد حضور وزرايي بوديم که در سايه ضعف مديريتي و عملکرد آنها نه تنها ارزشها و آرمان هاي اصلاحات مخدوش، بازيچه و ابزار سوءاستفاده قرار گرفت بلکه فساد و ناکارآمدي به شدت در وزارتخانه متبوعشان ترويج شد و اين پديده را به ساير نهادها و سازمانها نيز تسري دادند.

در اين وزارتخانهها نه تنها شاهد پيشرفت نبوديم بلکه به وضعيت موجود هم آسيبهاي جدي وارد شده است. بديهي است اين شيوه عمل نهايتاً به پاي اصلاحات و اصلاح طلبان نوشته ميشود و پيامد قطعي اين اتفاق نااميدي و دلسردي جامعه است. اعضاي کابينه جديد بايد برآمده از جامعه متخصصين سلامت کشور باشند نه حاصل لابي گريها و بازيهاي رسانه اي. وزراي دولت دوازدهم بايد آن قدر قوي و سالم باشند که مجبور نباشند براي حفاظت از ميزشان دائم باج بدهند و صندليهاي مديريت سازمانها و شرکتها را به لابي گران ببخشند. در کشورهايي که فساد اداري بالايي دارند معمولا مديران بعد از مدتي دچار فساد ميشوند ولي در کشورمان در بسياري موارد شاهد اين هستيم که عينا «فاسدان مدير ميشوند» و اين نشاندهنده سه آسيب بزرگ است؛ اول فراگير شدن فساد و دوم سهلانگاري و ضعف شاخص هاي انتخاب و انتصاب مديران و سوم غير موثر بودن نهادهاي نظارتي. فساد در کشور ما از آن جهت بيشتر نگران کننده شده است که شاهد ممزوج شدن فساد اداري با فساد سياسي هستيم.

به نام گرايش سياسي مان کاسبي ميکنيم، با موضعگيريهاي هدفمند و زمانمند درآمدزايي ميکنيم، رايمان را ميفروشيم و از اين قبيل موارد. قطعا اين اقدامات مقدمهاي مي شود بر فسادهاي بعدي. بنابراين اکنون که در مرحله مهم چينش کابينه دولت دوازدهم هستيم انتظار داريم دستاندرکاران امر، «شورش بر فساد» را درست از همين نقطه شروع کنند و بر اساس تجارب چهار سال گذشته بيشتر از هر جاي ديگري بايد هر نوع حرکت و اقدام اصلاحي را از خوديها آغاز کنند چرا که نقش فوق تصوري در تعميق پديده فساد و ناکارآمدي در کشور داشته اند. اما در حقيقت بحران اين روزهاي کشور ما «بحران مديريت» است. «بحران فساد»هستند و دور از انتظار نيست در آينده نزديک شاهد بحرانهاي جديدي باشيم. در کشور ما بحران مديريت بر شدت بحران فساد افزوده است. فساد زيستگاهي امن تر از دامان مديران ضعيف ندارد و البته فساد هم بخشي از ظرفيت مديريتي کشور را تباه کرده است.

با توجه به شرايط موجود حتي اگر بحران تحريمها را هم پشت سر بگذاريم بحران مديريت مانع بزرگي درراه توسعه و پيشرفت کشور است واين بحران منابع کشور را بر باد خواهد داد. فراموش نکنيم در دوران تحريم بسياري از مديران، ضعف مديريت و ناکارآمدي شان را پشت بهانه تحريم ها پنهان نگه داشتند اين در حالي است که برخي از وزارتخانه هاي ما مشکلاتشان و ضعف عملکردشان تماماً ناشي از سوءمديريت است و هيچ ارتباطي به تحريم ندارد. بررسيها و نظرسنجي که در دوران اوج تحريم ها و در دولت دهم در يکي از وزارتخانه هاي مهم انجام شد، نشان داد حدود 80 درصد ضعف عملکرد آن وزارتخانه ناشي از سوءمديريت است و ارتباطي به تحريم ندارد. نگاه ما در کشور به مقوله مديريت نگاهي حرفه اي نيست و مطمئنا از دل اين نگاه سازندگي و پيشرفت بيرون نمي آيد.

ما هنوز نتوانسته ايم بين آدمهاي خوب و مديران خوب تفاوت قائل شويم. آدمهاي خوب ضرورتاً مديران خوبي نميتوانند باشند. شاخصهاي انتخاب مديريت در کشور - متناسب با وضعيت فساد حاکم بر کشور- گاه خودش مبتلا به فساد شده است و نشاني از حرفه اي گرايي ندارد. ما بايد بتوانيم در انتخاب مديران کشور از مرزهاي رفاقت، همشهري گري و سياسي بازيهاي محض عبور کنيم و به تخصص و سلامت افراد نگاه کنيم. ظرفيت مديريت کشور طي سالهاي گذشته آسيب فراواني ديده و ما در شرايط حاضر دچار کمبود مديران حرفهاي شده ايم. از يک طرف نسل اول مديران کشور کم کم در حال ترک صحنه هستند و از طرف ديگر نسل جديد و جوان مديران را وارد عرصه نکرده ايم. از رئيس جمهوري منتخب انتظار داريم در دولت دوازدهم شايستگان را بر صدر بنشانند و با عملکردشان شايسته سالاري را در کشور فرهنگسازي کنند. پيشرفت و توسعه بدون شايسته سالاري بدست نمي آيد؛ به محض اينکه شايسته سالاري به عنوان اساسي ترين رويکرد در انتخاب مديران کنار رود، ديو فساد وارد ميشود.

در نبود شايسته سالاري، قدرت و اختيارات صندليهاي مديريتي تنها در راه تباه کردن منابع سازمانها و منافع مردم، توسط عده قليلي مورد استفاده (يا بهتر بگوييم سوءاستفاده) قرار ميگيرد و بدين ترتيب به جاي خدمت، راه براي خيانت باز ميشود. در انتخاب اعضاي کابينه دولت دوازدهم، شايسته سالاري بايد ملاک انتخاب وزرا باشد. تنها بدين صورت است که موفقيت تضمين ميشود.»

پنج شنبه, 22 تیر 1396

 مهم‌ترين مساله‌اي که در حال حاضر جامعه و کشور ما با آن دست به گريبان است، بحران بيکاري است.

چهارشنبه, 26 آبان 1395

گناوه امروز - مصطفی خرمی ؛ یکی از خدمات حوزه بهداشت و درمان طرح تحول نظام سلامت بوده است ، که توانسته با ارئه خدمات گسترده در بهبود شاخص های ملی توسعه موثر واقع شود ، همچنین گنجاندن موضوع عدالت در تدوین این طرح مبین تعهد به عدالت می باشد .

یکشنبه, 23 آبان 1395


رشد فضایل انسانی

درجامعه آزاد فضایل انسانی رشد می کند. جامعه بسته و غیر آزاد مستعد رشد استبداد فکری و سیاسی است.

در جامعه بسته اگر بخواهیم ارزش های دینی را توسعه دهیم ، حاصلی جز ریا و تزویر و نفاق و موقعیت طلبی با نام و صورت دینی و قدرت طلبی و فزون خواهی با نام مقدسات و ... نخواهد داشت.

جامعه مستبد دینی بتدریج دچار تنگ نظری ، سخت گیری و پررنگ شدن قرائت های خشن و تند از آموزه های دینی خواهد شد ، امری که بناچار گریبان همان حاکمان دینی را خواهد گرفت و عده ای خشونت طلب و تندرو و تندخوی بنام دین بر علیه همان حاکمان مستبد دینی برخواهند خواست.


خلاقیت ها، قابلیت ها و استعداد های درونی افراد درجامعه آزاد ظهور بیرونی می یابند.

با گسترش انواع آزادی های عمومی فضایل انسانی نیز امکان ظهور وبروز می یابند.

درجوامع آزاد است که فضایلی چون: صداقت، خلوص ، صراحت گویی ،آزاد اندیشی،آزادگی و... امکان رشد می یابند.


اگر بخواهیم جامعه ای داشته باشیم که با روی آوردن به دین حنیف و فطرت الهی بشر ، راه رشد و شکوفایی و بالندگی را بپیماید و طعم شیرین توسعه و پیشرفت و رفاه عمومی که از آن در کلام دینی با عنوان « بهشت » یاد می شود ، بچشد ، راهی جز گسترش آزادی های مدنی نخواهیم داشت

ارتقاء اعتماد عمومی


ازضرورت های مدنی بودن جوامع ،تلاش آنها برای ارتقا سطح اعتماد عمومی است

اگر مردم به کارهای حکومت بی اعتماد باشند، هزینه های جامعه بالا می رود.این هزینه صرفا هزینه های مادی نیست بلکه هزینه های غیر مادی و معنوی جامعه نیز بیشتر می شود

آن موقع نه مردم به دولت اعتمادی دارند ونه دولت به مردم اعتماد می کند.بی اعتمادی دو طرفه درجامعه رواج پیدا می کند

دراین گونه جوامع ،آزادی عمومی کاهش می یابد.چرا که یکی از لوازم اعتماد عمومی بالارفتن سطح آزادی های آنهاست.

اعتماد و آزادی لازم وملزوم یکدیگرند

هرچقدر آزادی های مشروع درجامعه ای بالاتر رود، به همان نسبت اعتماد عمومی نیز افزایش می یابد و در نتیجه از میزان فساد و تباهی و قانون گریزی مردم کاسته می شود ، بخصوص مواردی چون گریز از مالیات ، پنهان نمودن اموال و دارایی ها و نیز مبارزات سیاسی زیر زمینی و تشکیل باندها و یا رانت خواری های ویژه ...

گسترش آزادیها این امکان را فراهم می کنند که دسترسی مردم به اطلاعات وداده های ضروری بیشتر شود واین امردر افزایش اعتماد شهروندان به مدیران جامعه دخالت وتاثیر آشکاری دارد ، اعتمادی که بستر ساز گسترش قانون مداری بیشتر و در نتیجه رفاه و امنیت بیشتر خواهد بود

درکشورهای توسعه نیافته میزان ناامیدی مردم بیشتر است.سراین همه ناامیدی ، حرمان و بد بینی ها دربی اعتمادی و نبود آزادی های مشروع نهفته است

انسان امیدوار معمولا با دومقوله فوق مشکلی ندارد؛ یعنی هم اعتماد وی به مسئولان بیشتر است وهم به دلیل برخورداری از آزادی نظرات خود را مطرح می کند، نظرات آزاد دیگران را می شنود وبا دریافت ودسترسی به داده های فاش می تواند سیر موفقیت خود را پیش بینی کند

بکی از معضلات دولت های مستبد ،فقدان اعتماد مردمی نسبت به آنهاست. استبداد و دیکتاتوری به جای افزایش اعتماد ،هراس مردم را بیشتر می کند

دراین جوامع، مردم با معضلات بزرگی چون : فقر، ترس، جهل، تعصب وچاپلوسی وریاکاری مواجه می شوند. این درحالی است که آزادی نشانه کاهش ترس، جهل، تعصب و نفاق و دورویی درمیان مردم است

سه شنبه, 18 آبان 1395

 . چگونه می توان یک زندگی مشترک موفق و پایدار داشت؟ این سوال چه ازدواج کرده باشیم و چه نکرده باشیم بارها و بارها در طول زندگی به ذهن بسیاری از ما می رسد. همه ما می خواهیم به کیمیای سعادت در زندگی مشترک دست یابیم و آن را برای همیشه پیش خود نگه داریم اما آیا چنین کیمیایی دست یافتنی است؟ اگر بپذیریم که در ازدواج عشق پیوند دهنده ۲ قلب و تعهد ۲ عقل سلیم به یکدیگر، برای طی مسیر پرفراز و نشیب زندگی ضروری است، آن گاه بهتر می توانیم به تلاش زوجین برای باروری عشق وقعی بنهیم. اما اگر عشق را مسکن تمام دردها بدانیم و همانند چشمه زلالی فقط بخواهیم از آن برداشت کنیم، قطعا به ورطه خطا افتاده ایم. به عقیده بسیاری از کارشناسان خانواده، تلقی نادرست زوجین از عشق، صمیمیت، همدلی، یکرنگی و صداقت و نداشتن مهارت های ضروری زندگی همانند گفت وگو، احترام، تشویق و رازداری بسیاری از آن ها را به بیراهه می کشد و مشکلات ریز و درشت زندگی را چنان درهم می تند که به ناچار زوجین با وجود سلیقه مشترک و علاقه اولیه راه خود را از یکدیگر جدا می کنند. چگونه مشترکات به اختلاف نظر می انجامد و علاقه تبدیل به تنفر یا بی اعتنایی می شود؟


یکی از مهم ترین گام هایی که زوجین برای ادامه زندگی مشترک موفق و جلب صمیمیت و محبت باید بردارند، انتخاب آگاهانه و مسئولانه برای بارور کردن عشق در زندگی مشترک است. به گفته هدی برازنده فوق لیسانس روان شناسی بالینی و مترجم کتاب «ازدواج بدون شکست» نوشته ویلیام گلاسر، بسیاری از همسران تصور می کنند پایداری عشق در زندگی کار آسانی است در صورتی که بسیاری از همسران به سرعت ناکامی را در عشق تجربه می کنند. اغلب تصور می کنند عشق خود به خود پایدار و بالنده می ماند و نیازی به باروری ندارد، در حالی که عشق با انتخاب مسئولانه و آگاهانه زوجین ادامه می یابد و رابطه بلندمدت عاشقانه همسران در سایه تلاش و داشتن پشتکار برای برآوردن نیازهای متقابل یکدیگر میسر است.تاکید ما بر کلمه آگاهانه و مسئولانه است. به عبارت دیگر زوجین باید بخواهند رابطه شان رشد یابد زیرا خود به خود هیچ رابطه ای رشد پیدا نمی کند. نمی توان از زوجی توقع داشت بدون توجه و دقت کافی به رابطه شان به بالندگی برسند. آن ها باید به رابطه خود بیندیشند، برای بهبود آن تلاش کنند و آگاهانه به بالندگی عشق در زندگی مشترک خود کمک کنند.
روان شناسی مانند گلاسر برای روشن شدن چنین مفهومی، رابطه همسران را در چارچوب ازدواج با رابطه ۲ دوست مقایسه می کند و می گوید: چه طور است که برخی دوستی ها تا سال ها پایدار می ماند و بسیار عمیق می شود اما برخی ازدواج ها حتی ۲ سال هم دوام نمی آورد؟ مهم ترین علت این است که ما در رابطه دوستی با یک نفر دیگر هرگز طرف مقابل را کنترل نمی کنیم و نمی خواهیم دوستمان را مطابق میل خودمان تغییر دهیم. این اشتباه مهلک بسیاری از همسران در زندگی مشترک است. اغلب آن ها نمی دانند که هیچ کس نمی تواند فرد دیگری را تغییر دهد و همه قادرند فقط خودشان را تغییر دهند حتی همسران. به این ترتیب به جای این که سعی کنند خود را تغییر دهند سعی می کنند همسرشان را تغییر دهند و از این جاست که ناکامی و تعارض سرباز می کند.
در واقع کنترل یک عامل مخرب بسیار جدی در روابط زوجین است و این عادت نه فقط رابطه زوجین بلکه رابطه خود فرد را با اطرافیان نیز تحت تاثیر قرار می دهد. فردی که می خواهد اطرافیان خود را مطابق میل خودش کنترل کند، بنا به شرایط و موقعیتی که او و اطرافیانش دارند، به ۷کار مخرب روی می‌آورد؛ او برای کنترل کردن طرف مقابل به عیب جویی، سرزنش، شکایت کردن، غرزدن، تهدید کردن، تنبیه کردن و باج دادن به دیگران متوسل می شود و تصور می کند با این شیوه ناکامی هایی را که در محیط اطراف با آن روبه رو است برطرف می کند.
وی در ادامه می گوید: باید دانست هر کسی رفتارهایش را خود انتخاب می کند و ما نمی توانیم کسی را وادار به انجام کاری کنیم. این تغییر دیدگاه باعث می شود فرد بفهمد که فقط می تواند دیگران را ترغیب به تغییر کند و نه مجبور به تغییر. اگر همراه با تغییر دیدگاه، ۷ عادت موثر را جایگزین عادات مخرب خود کنیم، خواهیم دید که هیچ مشکلی در روابط بین همسران غیرقابل برطرف شدن نیست. گفت وگوی همیشگی برای رفع اختلافات، پذیرش طرف مقابل، اعتماد کردن، احترام گذاشتن، تشویق کردن، گوش کردن و حمایت کردن کلیدهای ایجاد یک رابطه موثر و فرآیند حل مسئله در گفت وگوست،اگر در فرآیند گفت وگو زوجین تلاش کنند این اصول را رعایت کنند ودست ازکنترل یکدیگر بردارند خواهند توانست رابطه سالم خود را تداوم بخشند. با این عادات مثبت، همسران در واقع به هم اطلاعات می دهند و نیازها و احساسات خودشان را به زبان می آورند و طرف مقابل را آزاد می گذارند تا باتوجه به نیازهایش تشویق شود رفتار نادرست خود را اصلاح کند. اغلب همسران تلاش می کنند با غرزدن و شکایت کردن رفتار همسر خود را اصلاح کنند در صورتی که نمی دانند تغییر رفتار، «انتخابی» است و تا کسی نخواهد تغییر کند، هرگز اتفاقی نخواهد افتاد. مثال گلاسر در این باره جالب توجه است. خانمی را تصور کنید که دوست دارد همسرش شب ها زودتر منزل بیاید و بیشتر در کنارش باشد. او می تواند نیاز خود را با غرزدن و شکایت کردن به زبان آورد که «تو همیشه دیر می آیی» یا «به من اهمیتی نمی دهی». این جملات مملو از شکایت اند، این خانم بهتر است به جای این جملات، احساسات خودش را به زبان آورد مثلا بگوید: «تو ۷ روز هفته دیر می آیی و من دوست دارم بیشتر پیش هم باشیم.»این جمله بیان احساس خانم به همسرش است و هیچ تلاشی برای کنترل طرف مقابل در آن مشاهده نمی شود. بنابراین طرف مقابل مجاب می شود که برای رفع نیاز همسرش برنامه کاری اش را تغییر دهد تا به نیاز او توجه کرده باشد. مثلا ممکن است بگوید برنامه کاری من فشرده است و من نمی توانم تغییرش بدهم و خانم می پرسد پیشنهادت چیست و پس از گفت و گو و همفکری به این نتیجه مطلوب می رسند تا وقت بیشتری با هم باشند، می بینید که در این شیوه گفت وگو برای حل مسئله، بیان احساسات، احساس همدلی و رفع نیازها گنجانده شده و مسئله ای را نمی توان پیدا کرد که با این شیوه حل نشود.در چنین گفت وگویی هر دو طرف برنده اند زیرا برای حل مسئله تلاش می کنند و به نتیجه می رسند در حالی که اغلب همسران به بدیهی ترین راهکار و اولین چیزی که به ذهنشان می رسد یعنی غرزدن، شکایت کردن و… روی می آورند و تصور می کنند با این شیوه ها می توانند مشکل شان را رفع کنند، بارها شنیده ایم که زوجین از بی اثر بودن حرفشان بر طرف مقابل شکایت کرده و گفته اند که هزار بار فلان حرف را زدم اما بی فایده است، آن ها غافلند که با عادات مخرب و با شیوه کنترل، هرگز راه به جایی نمی برند زیرا اصولا این شیوه ها بی فایده و بی تاثیرند.این روان شناس بالینی با اشاره به ۵ نیاز اساسی انسان و تاثیر زوجین بر نیازهای یکدیگر می گوید: همسران می توانند نیازهای یکدیگر را تعدیل کنند تا به وجوه اشتراک بیشتری که موفقیت زندگی مشترک را تضمین می کند، دست یابند. آن ها می توانند با گفت وگو درباره نیازهای خود و طرف مقابل به حل مسئله بپردازند و گفت وگو را جایگزین تعارض و مشکل کنند، البته ترک عادت های مخرب بسیار سخت است و معمولا همه ما به انجام کارها و عادات خود خو کرده ایم اما باید با تغییر دیدگاه درباره نحوه کنترل و سرخوردگی و عصبانیت ناشی از بی فایده بودن آن تلاش کنیم، این واقعیت را بپذیریم که فقط و فقط می توانیم بر رفتار خودمان متمرکز شویم و نمی توانیم دیگری را تغییر دهیم. این نگرش در تمامی روابط از جمله روابط همسران با هم، رابطه با رئیس و همکاران در محیط کار و اطرافیان صادق است و می تواند بسیاری از مشکلات تعامل را با دیگران رفع کند. افزایش آمار طلاق، افزایش تعارضات خانوادگی، طلاق عاطفی و مشکلاتی از این دست نتیجه دشوار بودن ایجاد ارتباط سالم است، ارتباط سالم ۲ انسان در یک رابطه بسیار پیچیده تحت عنوان ازدواج، سهل و ممتنع است و پدیده ای است که پیچیدگی های خاص خودش را دارد. به همین دلیل بیشتر کارشناسان تاکید می کنند برخورد و انتخاب آگاهانه و مسئولانه با ازدواج بسیار مهم است، رابطه سازنده پس از گذشت چند سال از زندگی مشترک نیازمند تعهد ۲ جانبه همسران به پیوندی است که براساس عشق بنا شده است. به عبارت دیگر یک رابطه سالم با خلاقیت، رفتار صحیح، تلقی صحیح از عشق، توجه به باروری آن و دید مسئولانه و آگاهانه به زندگی مشترک توسط همسران ساخته می شود. از این رو عشق آتشین بسیاری از زوجین در سال های اول زندگی کم کم فروکش می کند و گاهی به تنفر تبدیل می شود، زیرا زوجین برای ارتقای رابطه سالم خود و احساس شادی و محبت و عشق بی کار نشسته و تصور می کنند این احساسات باید خود به خود از دل زندگی بیرون بیایند، بنابراین کنار گذاشتن تصورات نادرست و عادت های مخرب، روی آوردن به عادات موثر رابطه، دست برداشتن از کنترل کردن و دید آگاهانه و مسئولانه به زندگی مشترک می تواند گره بسیاری را از مشکلات ارتباطی زوجین باز کند.

یكي از دلايل ايجاد رابطه هاي موازي و خيانت هاي زناشويي پس از ازدواج، عدم ترك رفتارهاي مخرب است.در صورتي كه به رفتارهاي مخرب (انتقاد- سرزنش- شكوه و شكايت- غرغر كردن- تهديد و تنبيه) خود در قبال همسرمان ادامه دهيم و سعي در كنترل فرد مقابل داشته باشيم بدون توجه به كنترل خودمان، زمينه را براي خيانت و رابطه ي موازي همسرمان ايجاد كرده ايم.
يكي از دلايلي كه در روابط نامشروع فرد رابطه ي جنسي متفاوت و موفق تري را تجربه مي كند، اين است كه، كنترل گري در اين نوع رابطه وجود ندارد و تنها موضوع مورد نظرِ دو طرف رابطه ي جنسي است.
در واقع در اين رابطه ، دو طرف همان گونه كه هستند يكديگر را مي پذيرند و به دليل همين پذيرش بدون كنترل گري است كه احساس خوشايندي را تجربه مي كنند.

 

ازدواج بدون شكست و تئوري انتخاب
ويليام گلاسر - ترجمه هدا برازنده

 

 

آخرین اخبار

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پر بازدید

بوفه کتاب

Have no items! Please recheck module config!